تبلیغات
من عاشقققققققققققم من عاشقققققققققققم
هرچه تنهاتر بشی دنیاتورو کمتر میخواد

مرغ سحر ناله سر كن

داغ مرا تازه تر كن

زآه شرر بار این قفس را

بر شكن و زیر و زبر كن

بلبل پر بسته زكنج قفس

نغمه ی آزادی نوع بشر سرا

وز نفسی عرصه ی این خاک توده را

پر شرر کن

ظلم ظالم ،جور ارباب

آشیانم داده بر باد

ای خدا ،ای فلک،ای طبیعت

شام تاریک مارا سحر کن

نو بهار است،گل به بار است

ابر چشمم ژا له بار است

این قفس چون دلم تنگ و تار است

ناله برآر از قفس ای آه آتشین

دست طبیعت گل عمر مرا مچین

جانب عشق نگه ای تازه کن از این

بیشتر کن

بیشتر کن

بیشتر کن

مرغ بیدل، شرح هجران،مختصر مختصر کن

عمر حقیقت به سر شد

عهد و وفا پی سپر شد

ناله عاشق ،ناز معشوق

هر دو دروغ و بی اثر شد

راستی و مهرو محبت فسانه شد

قول و شرافت همگی از میانه شد

از پی دزدی ،وطن و دین بهانه شد

دیده تر شد

ظلم مالک،جور ارباب

زارع از غم گشته بی تاب

ساغر اغنیا پر ز می شد

جام ما پر ز خون جگر شد

ای دل تنگ ناله سر کن

از قوی دستان حذر کن

وز مسافات صرف نظر کن

ساقی گلچهره بده آب آتشین

پرده ی دلکش بزن ای تار آتشین

کز غم تو سینه من پر شرر شد

ناله برآر از قفس ای مرغ آتشین

کز غم تو سینه ی من پر شرر شد



نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 خرداد 1389 توسط maryam_setayesh | نظرات ()
http://www.kanoon.ir/Public/ExternalLink.aspx?ref=uaI5wJSNNMqGwxK/4qSOqg==&des=Default.aspx